تبلیغات
یک روز زیبا - مطالب مطالب جالب
تاریخ : 1390/01/4 | نویسنده : محمد
حفره گلوری در سد مونتیسلو

حفره گلوری زمان پر شدن آب پشت سد و نیاز به خالی کردن مقداری آب از مخزن بکار می رود.



ادامه مطلب

طبقه بندی: جور واجور،  مطالب جالب، 
تاریخ : 1389/09/6 | نویسنده : محمد
یه پسر خوب اینطوریه!

یک پسر خوب امضاء گواهی نامه اش خشک نشده به رانندگی خانمها گیر نمیدهد
یه پسرخوب کمتربا این جمله مواجه میشود''مشتری گرامی دسترسی شمابه این سایت مقدورنمی باشد''
یه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نمیره
یه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نمیکنه بزنه تو اتاقش
یه پسر خوب پشت چراغ قرمز با دیدن یه خانم ردیف چشماش مثه چراغهای فولکس نمیزنه بیرون




ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب طنز،  مطالب جالب، 
شوخی با داستانهای دوران دبستان
گاو ما ما می کرد
گوسفند بع بع می کرد
سگ واق واق می کرد
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد . کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود . ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت . ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد . کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود . الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند.
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد
او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.



طبقه بندی: مطالب جالب، 
تماشای مرگ در یک پارک تفریحی با یک یورو
در یک پارک تفریحات در شهر میلان در شمال ایتالیا با پرداخت یک یورو می توان شاهد اجرای مجازات مرگ با صندلی الکتریکی بود! البته محکوم به مرگ یک مانکن از جنس لاتکس و کاملا مشابه انسان است. این نمایش به اندازه ای به واقعیت نزدیک است که بیننده احساس می کند واقعا شاهد اجرای مجازات مرگ است!


برسطح یک آفیش تبلیغاتی در پارک تفریحات ایدرسکالو نوشته شده : «یک یورو برای تماشای مرگ. یک سکه در دستگاه بیاندازید تا مجازات مرگ را تماشا کنید.»!


ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب جالب، 
برچسب ها: وقایع جالب،
(تعداد کل صفحات:5)     [...]  [2]  [3]  [4]  [5] 
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

خرید شارژ

ابزار وبمستر

عکس

تفریح و سرگرمی

دانلود

قالب وبلاگ

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا